# چندوظیفگی و عملکرد شناختی؛ چرا جابه‌جایی بین کارها تمرکز ما را کاهش می‌دهد؟

آیا می‌توان هم‌زمان به پیام‌های تلفن همراه پاسخ داد، مقاله خواند و یک کار مهم را با تمرکز انجام داد؟ چندوظیفگی یا Multitasking اغلب راهی برای افزایش بهره‌وری به نظر می‌رسد؛ اما پژوهش‌های علوم شناختی نشان می‌دهند که انجام چند کار به‌صورت هم‌زمان یا جابه‌جایی مکرر بین آن‌ها می‌تواند هزینه‌های شناختی داشته باشد. این هزینه‌ها ممکن است خود را به شکل کندتر شدن پاسخ‌ها، افزایش خطاها و دشوارتر شدن حفظ تمرکز نشان دهند.

برای درک بهتر این موضوع، باید بین دو فرایند تفاوت قائل شویم: تلاش برای پردازش هم‌زمان چند فعالیت و جابه‌جایی توجه از یک فعالیت به فعالیت دیگر.

چندوظیفگی دقیقاً به چه معناست؟

در زندگی روزمره، چندوظیفگی معمولاً به دو شکل رخ می‌دهد.

در حالت اول، فرد تلاش می‌کند دو فعالیت را هم‌زمان انجام دهد؛ برای مثال، هنگام مطالعه به یک گفت‌وگوی صوتی گوش می‌دهد یا هنگام کار با رایانه به اعلان‌های تلفن همراه پاسخ می‌دهد. در پژوهش‌های شناختی، این وضعیت اغلب با اصطلاح «پردازش دوگانه» یا Dual-tasking توصیف می‌شود.

در حالت دوم، فرد به‌سرعت بین فعالیت‌های مختلف جابه‌جا می‌شود؛ مثلاً چند دقیقه روی نوشتن یک گزارش کار می‌کند، پیام جدیدی را می‌خواند، به ایمیلی پاسخ می‌دهد و سپس به گزارش قبلی بازمی‌گردد. این فرایند را «جابه‌جایی بین تکالیف» یا Task-switching می‌نامند.

این دو وضعیت کاملاً یکسان نیستند. در پردازش دوگانه، چند فعالیت در یک بازه زمانی مشترک به منابع شناختی نیاز دارند؛ در جابه‌جایی بین تکالیف، فرد باید تمرکز و مجموعه قواعد لازم برای انجام یک فعالیت را کنار بگذارد و فعالیت دیگری را در اولویت قرار دهد.

در بسیاری از موقعیت‌های روزمره، هر دو فرایند با هم اتفاق می‌افتند.

هزینه جابه‌جایی بین کارها چیست؟

یکی از مفاهیم مهم در پژوهش‌های توجه و عملکرد اجرایی، «هزینه جابه‌جایی» یا Task-switching cost است.

این اصطلاح به تفاوت عملکرد فرد هنگام انجام یک تکلیف پس از جابه‌جایی و هنگام تکرار همان تکلیف بدون جابه‌جایی اشاره دارد. این تفاوت معمولاً با زمان واکنش، دقت پاسخ‌ها یا هر دو اندازه‌گیری می‌شود.

برای مثال، تصور کنید در یک تکلیف رایانه‌ای ابتدا باید مشخص کنید یک عدد زوج است یا فرد. سپس قاعده تغییر می‌کند و باید مشخص کنید همان عدد از یک مقدار مشخص بزرگ‌تر است یا کوچک‌تر. تغییر قاعده مستلزم آن است که فرد دستورالعمل قبلی را کنار بگذارد، دستورالعمل جدید را فعال کند و پاسخ متناسب با آن را انتخاب کند.

این تغییر ممکن است باعث شود پاسخ بعدی کمی کندتر یا احتمال اشتباه بیشتر شود.

در محیط واقعی نیز وضعیتی مشابه رخ می‌دهد. وقتی هنگام نوشتن یک متن، برای خواندن پیام تلفن همراه کار را متوقف می‌کنیم، بازگشت به فعالیت اصلی ممکن است مستلزم یادآوری هدف، بازیابی اطلاعات قبلی و مشخص کردن مرحله بعدی کار باشد.

بنابراین، هزینه جابه‌جایی فقط به زمان نگاه کردن به پیام یا پاسخ دادن به آن محدود نمی‌شود؛ بازگشت به فعالیت قبلی نیز می‌تواند به تلاش شناختی نیاز داشته باشد.

چرا مغز برای جابه‌جایی بین کارها به زمان نیاز دارد؟

انجام یک فعالیت هدفمند معمولاً به مجموعه‌ای از اطلاعات وابسته است: هدف فعلی چیست، کدام دستورالعمل باید دنبال شود، چه اطلاعاتی اهمیت دارند و چه پاسخی باید انتخاب شود.

هنگام تغییر فعالیت، بخشی از این اطلاعات باید به‌روزرسانی شود. این فرایند با عملکردهای اجرایی، به‌ویژه کنترل شناختی و انعطاف‌پذیری شناختی، ارتباط دارد.

انعطاف‌پذیری شناختی به توانایی تغییر دادن راهبرد، توجه یا رفتار متناسب با تغییر شرایط اشاره می‌کند. این توانایی برای سازگاری با موقعیت‌های جدید ضروری است؛ اما تغییر مکرر بین فعالیت‌ها لزوماً به معنای استفاده کارآمد از آن نیست.

مروری پژوهشی در سال ۲۰۲۴ نشان داد که هزینه جابه‌جایی به عوامل مختلفی از جمله زمینه انجام تکلیف، میزان تکرار جابه‌جایی‌ها و پیامدهای مورد انتظار از انتخاب یک فعالیت وابسته است. بنابراین، عملکرد فرد هنگام تغییر تکلیف ویژگی ثابتی نیست و می‌تواند با شرایط و تجربه تغییر کند.

با این حال، هر نوع جابه‌جایی نیز الزاماً به یک میزان زمان یا تلاش نیاز ندارد. تغییر بین دو فعالیت ساده و آشنا ممکن است با تغییر بین دو فعالیت پیچیده که به اطلاعات و قواعد متفاوتی نیاز دارند، یکسان نباشد.

آیا مغز می‌تواند دو کار را واقعاً هم‌زمان پردازش کند؟

پاسخ به نوع فعالیت بستگی دارد.

برخی فعالیت‌ها را می‌توان با تداخل نسبتاً کم در کنار هم انجام داد؛ به‌ویژه زمانی که یکی از آن‌ها به کنترل شناختی اندکی نیاز دارد یا به اندازه کافی تمرین شده است. برای مثال، فرد ممکن است بتواند هنگام انجام یک فعالیت حرکتی آشنا به گفت‌وگویی ساده گوش دهد.

اما هنگامی که دو فعالیت به پردازش هدفمند، انتخاب پاسخ یا تصمیم‌گیری در یک بازه زمانی مشابه نیاز دارند، احتمال تداخل بیشتر می‌شود.

یکی از توضیحات مطرح‌شده در پژوهش‌های شناختی، مفهوم «گلوگاه مرکزی پردازش» یا Central bottleneck است. مطابق این دیدگاه، برخی مراحل پردازش، به‌خصوص انتخاب پاسخ، نمی‌توانند برای دو تکلیف مستقل کاملاً موازی انجام شوند. در چنین شرایطی، پردازش یکی از تکالیف ممکن است پیش از تکمیل مرحله حساس تکلیف دیگر منتظر بماند.

این مدل به معنای آن نیست که مغز در هر لحظه فقط می‌تواند یک فعالیت را انجام دهد. پردازش حسی، آماده‌سازی پاسخ و بسیاری از عملیات شناختی ممکن است تا حدی هم‌پوشانی داشته باشند. مسئله اصلی این است که منابع و فرایندهای موردنیاز همه فعالیت‌ها نامحدود نیستند و میزان تداخل به ساختار تکالیف بستگی دارد.

به همین دلیل، تلاش برای انجام هم‌زمان چند فعالیت دشوار ممکن است باعث افزایش زمان واکنش، افت دقت یا اختصاص توجه کمتر به یکی از فعالیت‌ها شود.

پژوهش سال ۲۰۲۵ چه چیزی درباره چندوظیفگی نشان داد؟

در پژوهشی که در ۸ فوریه ۲۰۲۵ در مجله Cognitive Research: Principles and Implications منتشر شد، پژوهشگران بررسی کردند که آیا جابه‌جایی بین فعالیت‌های مختلف، هنگام انجام یک فعالیت اصلی، افت عملکرد ناشی از چندوظیفگی را بیشتر می‌کند یا خیر.

در این آزمایش، ۴۵ فرد جوان در یک شبیه‌ساز رانندگی شرکت کردند. شرکت‌کنندگان باید سرعت خودرو را حفظ می‌کردند و هم‌زمان فعالیت‌های دیگری، از جمله وارد کردن اعداد یا ارائه پاسخ‌های کلامی، انجام می‌دادند. فعالیت‌های اضافی در شرایط مختلف یا به‌صورت تکراری ارائه می‌شدند یا مرتب تغییر می‌کردند.

نتایج اصلی نشان نداد که تغییر ترتیب فعالیت‌های اضافی، به‌طور کلی و در همه شاخص‌های اندازه‌گیری‌شده، افت عملکرد بیشتری ایجاد می‌کند. با این حال، در تحلیل‌های تکمیلی، تفاوت‌هایی در حفظ موقعیت خودرو در خط رانندگی مشاهده شد؛ این تفاوت‌ها به نوع فعالیت اضافی نیز وابسته بودند.

این یافته نکته مهمی دارد: نباید فرض کنیم که جابه‌جایی بین تکالیف همیشه و در همه شرایط به یک اندازه بر عملکرد اثر می‌گذارد. گاهی خودِ نیاز به انجام دو فعالیت در کنار هم، بخش مهمی از بار شناختی را ایجاد می‌کند و اثر اضافه جابه‌جایی به نوع تکالیف و شاخص اندازه‌گیری‌شده بستگی دارد.

البته این مطالعه در یک شبیه‌ساز و با نمونه‌ای از افراد جوان انجام شده است؛ بنابراین، نتایج آن را نباید بدون بررسی بیشتر به تمام فعالیت‌های روزمره یا همه گروه‌های سنی تعمیم داد.

حواس‌پرتی تلفن همراه چه اثری بر یادگیری دارد؟

یکی از موقعیت‌های رایج چندوظیفگی، مطالعه کردن در کنار بررسی پیام‌ها و اعلان‌های تلفن همراه است.

یک متاآنالیز منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در مجله Computers in Human Behavior، نتایج ۲۷ آزمایش درباره اثر حواس‌پرتی تلفن همراه بر یادآوری فوری مطالب آموخته‌شده در بزرگسالان جوان را ترکیب کرد. نتایج تجمیعی از اثر منفی با اندازه متوسط بر یادآوری مطالب حمایت کردند.

این نتیجه با این احتمال سازگار است که تقسیم توجه بین محتوای آموزشی و فعالیت‌های نامرتبط می‌تواند کیفیت پردازش اطلاعات را کاهش دهد و در نتیجه، یادآوری آن اطلاعات را دشوارتر کند.

با این حال، باید میان یادآوری فوری مطالب و یادگیری بلندمدت تفاوت قائل شد. عملکرد در یک آزمون یادآوری بلافاصله پس از مطالعه، به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که اطلاعات در بلندمدت چقدر حفظ می‌شوند یا اثر حواس‌پرتی در همه شرایط یکسان است.

همچنین، نتیجه یک متاآنالیز درباره تلفن همراه را نمی‌توان به تمام انواع چندوظیفگی تعمیم داد. نوع فعالیت مزاحم، دشواری محتوای اصلی و نحوه انجام آزمایش در تفسیر نتایج اهمیت دارند.

آیا انجام چند کار هم‌زمان همیشه نامطلوب است؟

خیر. چندوظیفگی همیشه ناکارآمد نیست و در برخی شرایط، انجام هم‌زمان یا متناوب فعالیت‌ها ضروری است.

در زندگی روزمره، افراد باید بین وظایف مختلف جابه‌جا شوند، به رویدادهای غیرمنتظره پاسخ دهند و اولویت‌های خود را تغییر دهند. انعطاف‌پذیری شناختی دقیقاً برای سازگاری با چنین شرایطی اهمیت دارد.

مسئله زمانی ایجاد می‌شود که تعداد جابه‌جایی‌ها زیاد باشد، فعالیت اصلی به تمرکز عمیق نیاز داشته باشد یا چند تکلیف به‌طور هم‌زمان خواستار منابع شناختی مشابهی باشند.

برای مثال، پاسخ دادن به یک پیام کوتاه در میانه یک فعالیت ساده ممکن است پیامد محدودی داشته باشد؛ اما جابه‌جایی مکرر بین نوشتن یک متن پیچیده، بررسی داده‌ها و پاسخ دادن به اعلان‌ها می‌تواند تداوم پردازش و حفظ هدف اصلی را دشوارتر کند.

بنابراین، بهتر است به‌جای این گزاره کلی که «چندوظیفگی همیشه بد است»، بپرسیم: چه فعالیت‌هایی، در چه شرایطی و با چه میزان تداخل انجام می‌شوند؟

چگونه هزینه جابه‌جایی را در کارهای روزمره کاهش دهیم؟

اگر فعالیتی به تمرکز و پردازش دقیق اطلاعات نیاز دارد، چند راهکار ساده می‌تواند به مدیریت بهتر توجه کمک کند:

۱. فعالیت‌های مشابه را دسته‌بندی کنید. به‌جای پاسخ دادن پراکنده به پیام‌ها در طول انجام یک کار پیچیده، در صورت امکان زمان مشخصی را برای بررسی آن‌ها اختصاص دهید.

۲. اعلان‌های غیرضروری را کاهش دهید. هر اعلان الزاماً باعث جابه‌جایی کامل توجه نمی‌شود، اما اعلان‌های مکرر می‌توانند احتمال قطع فعالیت و تغییر هدف را افزایش دهند.

۳. پیش از تغییر فعالیت، وضعیت کار را مشخص کنید. نوشتن یک یادداشت کوتاه درباره مرحله فعلی و گام بعدی می‌تواند بازگشت به فعالیت را آسان‌تر کند؛ به‌ویژه اگر کار شامل چند مرحله یا اطلاعات متعدد باشد.

۴. تکالیف پیچیده را در اولویت قرار دهید. برای فعالیت‌هایی که به استدلال، نوشتن، یادگیری یا تحلیل دقیق نیاز دارند، بازه‌هایی با وقفه کمتر در نظر بگیرید.

۵. کیفیت عملکرد را نیز بررسی کنید. سرعت بیشتر به‌تنهایی معیار کافی برای بهره‌وری نیست. میزان خطا، کیفیت نتیجه و مقدار زمانی که برای بازگشت به فعالیت صرف می‌شود نیز اهمیت دارند.

این راهکارها جایگزین ارزیابی علمی اثربخشی یک برنامه خاص نیستند؛ بلکه پیشنهادهایی عملی برای کاهش وقفه‌های غیرضروری و سازمان‌دهی بهتر فعالیت‌ها محسوب می‌شوند.

جمع‌بندی: بهره‌وری بیشتر همیشه به معنای انجام کارهای بیشتر نیست

پژوهش‌های علوم شناختی نشان می‌دهند که عملکرد هنگام انجام چند فعالیت به‌طور هم‌زمان یا جابه‌جایی بین آن‌ها، به نوع تکالیف و شرایط انجام آن‌ها وابسته است. هزینه جابه‌جایی می‌تواند به شکل کندتر شدن پاسخ یا افزایش خطا ظاهر شود، اما اندازه این هزینه در همه موقعیت‌ها یکسان نیست.

مطالعات جدیدتر نیز یادآوری می‌کنند که باید میان تداخل ناشی از انجام هم‌زمان چند فعالیت و اثر اضافه جابه‌جایی بین آن‌ها تفاوت قائل شد. این دو فرایند به هم مرتبط‌اند، اما الزاماً اثر یکسانی ندارند.

در نتیجه، برای افزایش کیفیت کار و یادگیری، هدف لزوماً حذف همه جابه‌جایی‌ها نیست؛ بلکه باید مشخص کنیم کدام فعالیت‌ها به تمرکز پیوسته نیاز دارند، چه وقفه‌هایی ضروری‌اند و کدام جابه‌جایی‌ها را می‌توان کاهش داد.

درک محدودیت‌های توجه و کنترل شناختی، گامی مهم برای طراحی عادت‌های کاری واقع‌بینانه‌تر و ارزیابی دقیق‌تر عملکرد شناختی است.


منابع علمی

  1. Asuako, P. A. G., Stojan, R., Bock, O., Mack, M., et al. (2025). Multitasking: does task-switching add to the effect of dual-tasking on everyday-like driving behavior? Cognitive Research: Principles and Implications, 10, Article 5.
  1. Chen, Q., Yan, Z., Moeyaert, M., & Bangert-Drowns, R. (2025). Mobile multitasking in learning: A meta-analysis of effects of mobilephone distraction on young adults’ immediate recall. Computers in Human Behavior, 162, 108432.
  1. What are we measuring when we measure task switch costs? (2024). Current Opinion in Behavioral Sciences, 56, 101352.

این مطلب برای آشنایی عمومی با پژوهش‌های عملکرد شناختی تهیه شده است و جایگزین توصیه تخصصی پزشکی یا روان‌شناختی نیست.